كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
545
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ و آنان كه عطا كردهايم ايشان را كتاب مراد مؤمنان اهل كتاباند چون عبد اللّه بن سلام و اصحاب او از يهود و هشتاد تن از نصارى كه چهل نجرانى بودند و هشت يمنى و سى و دو حبشى اين جماعت يَفْرَحُونَ شاد مىشوند بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ بهآنچه فروفرستادهمىشود به تو از قرآن وَ مِنَ الْأَحْزابِ و از لشكرهاى كفر و ضلالت يعنى كفره اهل كتاب چون حيّى بن اخطب و كنانه بن الربيع و اتباع ايشان از يهود و اسيد و عاقب و اشياع ايشان از نصارى مَنْ يُنْكِرُ كسى هست كه انكار كند بَعْضَهُ بعضى را از ان كه مخالف شريعت ايشان است قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ بگو مر ايشان را كه جز اين نيست كه من مأمور شدهام أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ به آنكه بپرستم خدا را به يگانگى وَ لا أُشْرِكَ بِهِ و شرك نيارم بوى چنان كه شما آورديد و عزير و مسيح ع را به خداى گرفتيد إِلَيْهِ بسوى خداى به غير او أَدْعُوا مىخوانم خلق را وَ إِلَيْهِ مَآبِ و بسوى او است بازگشت من وَ كَذلِكَ و همچنانكه فرستادهايم كتب بر انبياء گذشته به زبان امم ايشان أَنْزَلْناهُ فروفرستاديم به تو قرآن را حُكْماً كتابى محكم كه نسخ و تغيير بدان راه نيابد يا حكمكننده ميان حق و باطل عَرَبِيًّا مترجم بلغت عرب تا ايشان را حفظ و فهم وى آسان باشد وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ و اگر متابعت كنى تو أَهْواءَهُمْ آرزوهاى مشركان را كه ترا بدين آبا دعوت مىكنند يا امانى جهودان را كه ترا رجوع به قبله خود مىخوانند بَعْدَ ما جاءَكَ پس از آنكه آمد به تو مِنَ الْعِلْمِ از دانش يعنى بعد از آنكه دانستى بطلان كيش بتپرستان يا نسخ حكم صلاة به قبله يهود اگر پيرو ايشان شوى ما لَكَ نيست ترا مِنَ اللَّهِ از عذاب خداى مِنْ وَلِيٍّ هيچ يارىكننده كه نفع رساند وَ لا واقٍ و نه نگهدارى كه عقاب حق از تو بازدارد ، آوردهاند كه يهود سرزنش مىكردند حضرت پيغمبر ص را و مىگفتند همت اين مرد همه بامر نكاح مصروف است همواره به ازدواج و امتزاج با زنان مشغوف اگر او پيغمبر بودى هرآئينه امر نبوت او را از اشتغال با نسوان بازداشتى آيت آمد وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا و هرآئينه ما فرستاديم رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ پيغمبران پيش از تو وَ جَعَلْنا لَهُمْ و بداديم مر ايشان را أَزْواجاً زنان وَ ذُرِّيَّةً و فرزندان وَ ما كانَ و نباشد و نشايد لِرَسُولٍ مر فرستاده را يعنى در وسع او نباشد أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ آنكه بيارد معجزه كه ازو اقتراح كنند إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر بامر خداى يا بتقدير او اين جواب مشركان است كه بتهكم طلب معجزات مىكردند مىفرمايد كه هيچ پيغمبرى به خود معجزه نتواند آورد مگر آنكه خداى خواهد و بقدرت خود پديد كند در وقتى كه صلاح داند لِكُلِّ أَجَلٍ مر هر وقتى را كِتابٌ حكمى است نوشته شده كه چون آنوقت برسد حكم بظهور آيد يا هر اجلى را از آجال خلائق كتابى ست نزديك خداى كه جز وى كسى بر آجال خلق اطلاع ندارد -